السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1072
تعليقات نقض ( فارسى )
المعنى أشار صلّى اللّه عليه و آله بقوله : « أخصمك بالنبوّة فلا نبوّة بعدي ، و تخصم الناس بسبع » و قال له أيضا : « أنت منّي بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبي بعدي » فأبان نفسه منه بالنبوّة ، و أثبت له ما عداها من جميع الفضائل و الخصائص مشتركا بينهما » . آنگاه نقيب ابو جعفر قائل كلام را به اين عبارت معرّفى كرده است : « و كان النقيب ابو جعفر - رحمه اللّه - غزير العلم ، صحيح العقل ، منصفا في الجدال ، غير متعصّب للمذهب - و ان كان علويّا - و كان يعترف بفضل الصحابة و يثني على الشيخين و يقول : انّهما مهّدا دين الاسلام و أرسيا قواعده ، و لقد كان شديد الاضطراب في حياة رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - و انّما مهّداه بما تيسّر للعرب من الفتوح و الغنائم في دولتهما ( تا آخر كلام او ) » . تعليقهء 135 ( ص 333 ؛ س 1 ) سلى انداختن وليد بن المغيرة بر پشت پيغمبر أكرم سلى ( معتل اللّام يائى ) بمعنى بچهدان است در منتهى الارب گفته : « سلى بالقصر پوستى كه بر روى بچّه در كشيده زايد و آن را به فارسى يارك خوانند » . علامهء مجلسى ( ره ) در حياة القلوب ( در باب بيستم ) اين امر را معجزهء ششم آن باب قرار داده و ترجمهء آن را به اين عبارت نقل كرده است : « راوندى و غير او از ابن مسعود روايت كردهاند كه روزى آن حضرت در پيش كعبه در سجده بود و شترى از أبو جهل كشته بودند آن ملعون فرستاد كه بچّهدان آن شتر را آوردند و بر پشت آن حضرت افكند و حضرت فاطمه آمد آن را از پشت آن حضرت دور كرد و چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه خداوندا بر تو باد بكافران قريش و نام برد ابو جهل و عتبه و شيبه و وليد و اميّه و ابن أبى معيط و جماعتى را كه همه را ديدم در چاه بدر كشته افتاده بودند » . ابن شهر اشوب ( ره ) در مناقب تصريح بتواتر اين روايت كرده و نصّ عبارت او